اعتیاد سیری ناپذیر اصلاحطلبان به تحقیر شدن و در ازاش چسبیدن به سفره انقلاب حقیقتا عجیبه. ولی نه چرا عجیب باشه؟ مگه من این جماعتو نمیشناسم. مگه حسن خمینی رو از نزدیک نمیشناسم؟
یاد گذشته ها میافتم... وقتی ما به روحانی رای دادیم بزرگترامون بهمون گفتند شماها سنتون کمه نمیدونید این کسی که بهش رای دادید امنیتی ترین چهره ایه که تا حالا توی انتخابات ریاست جمهوری شرکت کرده. یکی از استادام به شوخی توی وبلاگش نوشت به زودی بین اژه ای و پورمحمدی هم میرن به یکی رای میدن که اون یکی نیاد. ما بهش خندیدیم. ما حرفشو باور نکردیم. تا آبان ۹۸ که رحمانی فضلی وزیر کشور همین روحانی به محمود صادقی گفت ما فقط به سر معترضان شلیک نکردیم، به پاشون هم شلیک کردیم! باقی جرثومه های اصلاح طلب هم به کمکش اومدن و کشتن اون همه آدم بدبخت گرسنه رو توجیه کردند. آدمای گرسنه ای که به گرون شدن بنزین اعتراض داشتند.
امیرحسین چند روز پیش توی یادداشتش در توجیه رای دادن نوشته بود که: «به دوستان و آشنایانم فکر میکنم که استادان برجستهی دانشگاه بودند و با ظاهرسازیهای قانونی به چشمبههمزدنی اخراج و بیکار شدند و کسانی بدون ذرهای شایستگی، با سرمایهی مجیزگویی و سرسپردگی، جایشان را گرفتند؛» چقدر کورید شماها. چقدر بی شرمید... اگر وضع شماها بهتر شده باشه همین کافیه؟ این که اون روحانی پدرسگ وضع طبقه پایین جامعه رو صد برابر بدتر کرد اوکیه!؟ اگه ج ا نبود چجوری میخواستید کار پیدا کنید؟ چجوری میخواستید استاد دانشگاه بشید!؟ که نفتی رو که سهم بچه های سیستان و بلوچستان و کولبرای کردستانه بفروشه باهاش به شما قشر لوس و ننر مرکز نشین کارمند دولت حقوق بده!؟
یاد دعوای اون روزم با دکتر جلوی علی افتادم... یدفه کنترلمو از دست دادم و سر علی داد زدم:«چی میگی تو!؟ معلومه که این باید بره رای بده! این نظام بچشه! میفهمی!؟ واسه این نظام جنگیده! اسلحه دست گرفته! این نظام بهش نون داده سالها! خرج زن و بچه شو داده! واسه این نظام پروژه انجام داده. معلومه که اون باید بره رای بده! نه من و تویی که این حکومت زندگی و جوونیمونو به گه کشیده. نه من و تویی که مهسا و نیکا رو نگاه می کنیم فکر می کنیم اینا با خواهر خود ما چه فرقی داشتند که باید کشته می شدن!؟»
دیگه با دکتر نمیرم. ینی نمیرسم این بار. امیدوارم فحشای بدتری بهش بدن فردا.