آیا با مفهوم Man Cave آشنا هستید؟ احتمالا نیستید. بنابراین الان احتمالا دارید به این فکر می کنید که این کلمه خارجکی که این پسره نوشته چیه؟ البته شایدم به این فکر نمی کنید و بجاش دارید توی دلتون به آخوندا فوش میدید. اگه اینطوره من کی باشم که بخوام زنجیره افکار شما رو مختل کنم؟
مفهوم Man Cave چیزیه که احتمالا تعریف سر راست و دقیقی ازش وجود نداره ولی به صورت کلی به بخشی از خانه اطلاق میشه که محلیه برای مرد تا سرگرمی های خودش (که معمولا برای باقی اهل خونه جذابیتی نداره) رو دنبال کنه یا بعضی اوقات رو در تنهایی با انجام کارایی که دوست داره بگذرونه. مثلا برای خیلی مرد ها گاراژ خونه حکم Man Cave رو داره. این امر مخصوصا برای مردایی درسته که به کارهای فنی و خصوصا کارهای فنی مربوط به ماشین علاقه دارن و معمولا در این علاقه شون هم تنها هستند.
در بعضی خونه های دیگه یه اتاق رو تبدیل به اتاق فیلم می کنن که اون فرد مورد نظر که قراره از اتاق استفاده کنه فیلم های عجق وجق روشنفکری مورد علاقه خودش رو در تنهایی نگاه کنه. یکی از چیزایی که توی مدیای امریکا خیلی با این اسم Man Cave ازش یاد میشه اتاق پادکست جو روگان هست.
اینجا میخوام مفهوم Man Cave رو توسعه بدم و برای چیزی استفاده ش کنم که معمولا استفاده نمیشه. من بعضی وقت ها به یه فضایی نیاز دارم که بهترین کلمه برای توصیفش همین Man Cave هست با این که یه فضای انفرادی نیست. و می دونم همه مردهای اطرافم به این فضا نیاز ندارن. ولی بعضی هاشون مثل منن.
توصیف این که این فضا چه مشخصه هایی داره برام بسیار سخته ولی معمولا به این صورته که دور هم جمع میشیم و (اونایی که سیگار میکشن سیگار روشن می کنن) و حرف میزنیم و به شدت می خندیم. یکی از مشخصه های بارزش هم وفور شوخی های جنسیه. در Man Caveی که من برای خودم دارم همه ادم های عضو به شدت به بحث سیاسی علاقه دارن.
آیا ما قراره با این بحث ها مشکلات جهان رو حل کنیم؟ البته که نه. پس برای چی بحث می کنیم؟ این سوال شبیه اینه که بپرسید اگه قرار نیست آدامس رو بخوری برای چی میجویش؟ برای این که یه فعالیت بی فایده ست که لذت بخشه.
شاید از خودتون بپرسید خب چه چیز این فضا به طور خاص "مردانه" است؟ نه سیگارش نه بحث سیاسیش هیچکدوم اختصاصی به شماها نداره. البته که اینطوره و من خودم هم به این سوال فکر کردم که چرا دقیقا همون آدم ها وقتی در حالی دور هم جمع میشن که متشکل از فقط مردان نیست دینامیک جمع مثل قبل نیست. و دلیلش هم به نظر من همینه که اون حجم بالای شوخی های جنسی تعطیل میشه و به تبعش اون میزان خنده هم تعطیل میشه.
اینجا بازم ممکنه یه نفر اعتراض کنه که حتی شوخی های جنسی هم الزاما چیز مردانه ای نیستند. لام خودش بسیار ازین شوخیا می کنه ولی وقتی دقت کنید یه چیزی هست که متفاوتش می کنه: شوخی های جنسی لام و بقیه زن هایی که دیدم ظرافت دارند. معمولا تحقیرآمیز نیستند و حتی کلمه رکیکی هم ندارند. ولی موضوعشون یه چیز جنسیه و به بسیاری از خط قرمزا احترام میذارن.
شوخی های جنسی مردها باهم شوخی های زمخت و یکمی آغشته به تحقیر و پر از الفاظ رکیک اند و فرهنگی که من بین آدم های اطرافم مشاهده می کنم اینه که اون شوخی ها رو فقط با مردها و در جمع های مردانه می کنند. گو اینکه همون شوخی ها هم برای خودشون خط قرمز هایی دارن ولی معمولا خیلی از خط قرمز های قبلی شل ترن.
ژیژک جایی می گفت یکی از راه های ابراز صمیمیت آدم ها ورود مفاهیم و الفاظ رکیک بینشونه و به نظر منم درسته.
آیا وقتی به چیزی شبیه این Man Cave فکر می کنید حالتون بد میشه و حس می کنید آدم هایی که کمبود نداشته باشند از بودن در همچین جایی لذت نمیبرند؟
من نمیتونم با این حرف مخالفت کنم. شاید اینطوره ولی بهر حال من همیشه حس می کنم هر چند وقت یکبار به این فضا نیاز دارم و از بودن توش لذت میبرم. حتی اگه نشانه کمبودی در من باشه.
در آخر خیلی مردها رو میشناسم که نه توی همچین جمع هایی میان و که اگه بیان حس راحتی می کنند و نه نیازی بهش دارن. الف جزو همین آدم هاست که هر کاری بخواد بکنه و توی هر جمعی هر خنده و مسخره بازی ای بخواد داشته باشه بدون همسرش بهش خوش نمیگذره.
شاید دلیلش برای من اینه که آدم مورد نظرم رو پیدا نکردم و اگه پیدا کنم منم مثل اون بشم... ولی شاید هم ربطی به این نداره و صرفا به شخصیت من مربوط میشه.
من فرقی نمی کنه چقدر عاشق یک نفر باشم. همیشه لازمه لحظه هایی رو برای خودم داشته باشم. ولو برای داشتنش لازم باشه برم توی غار.