Über Alles

نامه هایی به آینده

اسهال

دستگاه گوارشم بالاخره منو خواهد کشت.

پنجشنبه بیست و نهم آبان ۱۴۰۴ | 23:32
میم

Nuremberg

بازم یه فیلم جنگ جهانی دوم جدید ساختن به نام Nuremberg که این بار توش راسل کرو نقل هرمان گورینگ رو بازی می کنه. هنوز ندیدمش و هنوز فکر کنم روی پرده است. ولی از کلیپ هایی که ازش بیرون میاد و از تریلر فیلم میشه فهمید که احتمالا دوستش نخواهم داشت.

به الف و لام میگم امریکایی ها در ساختن فیلم های جنگ جهانی دوم یه مشکلی دارند. و مشکلشونم اینه که ته دلشون نازی ها رو تحسین می کنند و این توی فیلم میزنه بیرون. لام گفت وا! مگه میشه!؟ چی میگی. گفتم بذار توضیح بدم. توی فیلم های امریکایی جنگ جهانی دوم وقتی میخوان نازی ها رو نشون بدن سعی می کنند اون ها رو شخصیت هایی خوش قیافه قد بلند خوش لباس و خوش پوش بسیار منظم و منضبط و بسیار باهوش نشون بدن. فقط مشکلشون اینه که بی رحمن. و این در سنت سینمایی امریکا بیشمار مثال داره: کلنل هانس لاندا در فیلم حرامزاده های بیشرف تارانتینو، تقریبا تمام شخصیت های نازی در فیلم والکری. مردی در قلعه بلند. پسر جهنمی. و... توی این فیلم هم سعی کردند گورینگ رو یک آدم باهوش و کاریزماتیک و خفن نشون بدن.

ولی نازی ها در فیلم های اروپایی و مخصوصا آلمانی جور دیگه ای تصویر میشن: مثل یک مشت اراذل و اوباش فاسد و احمق. و این نکته کلیدیه: اون چیزی که نازی ها دوست داشتن درباره شون فکر کنیم اولیه ولی واقعیت نازی ها دومیه و نه اولی. همیشه در نظام های فاشیستی ویترین شکوه و عظمت بسیار مهمه (البته اورانگوتان هایی که بر ایران حکومت می کنند همینم براشون مهم نیست و ما از این نظر هم بدشانس بودیم)

ولی همیشه زیر پوست این ظواهر با شکوه کثافتکاری و زیرآب زنی و چاپلوسی و انواع رذایلی که اتفاقا برای خود سیستم بده موج میزنه. به خاطر همین آدم های کاربلد کنار گذاشته میشن و جای خودشون رو به بادمجان دور قاب چین های سیاس میدند و بعد از مدتی تمام سطح بالای حکومت رو یک مشت گراز که در هر کاری به جز مجیزگویی ناتوانند تشکیل میدند.

شاید با خودتون بگید اگه انقدر آدم های بدرد نخوری بودند چجوری یهو نصف اروپا رو گرفتند؟ و جواب اینه که اول که شروع کردند همه شون آدم های بدردنخور نبودند. بسیاریشون دانشمندان و مهندسان و صنعتگرها و بروکرات های کارکشته بودند. ولی نظام فاشیستی به طور سیستماتیک آدم هایی که سرشون به تنشون بیارزه رو حذف می کنه و به تدریج با آدم های چاپلوس جایگزین می کنه و وقتی رهبر معظمشون هم خودش یکی از همون اراذل باشه راهی برای نجات سیستم وجود نداره. وگرنه کسی که نابغه نظامی باشه بدون تجهیزات زمستانی به شوروی حمله زمینی نمیکنه. اونم وقتی اقلا توی 4 تا جبهه دیگه درگیره قبلش.

درباره هرمان گورینگ این بسیار گفته شده که جدای از سوء مصرف شدید مواد مخدر اصلا آدمی نبود که هیتلر در کارهای مهم باهاش مشورت کنه و فرمانده های رده بالا پشت سرش مسخره ش می کردند.

همه اینا رو گفتم که بگم تصویر با شکوه و عظمت از هر نظام فاشیستی تصویر غلطیه و اوباش همیشه اوباشند. چه سربازهای دومتری مو طلایی نازی باشند و چه بچه بسیجی های عطر مشهدی زده پیرهن روی شلوار. قلدر هیچ چیز قابل تحسینی نداره و تنها چیز باشکوه درباره شون وقتیه که پوزشون به خاک مالیده میشه. و چقدر این تصویر زیباست. این بود که داشتم سعی می کردم در دوران جنگ 12 روزه برای برادرم توی ایران توضیح بدم. وگرنه البته کسی از حمله به کشورش خوشحال نمیشه. اما همزمان نمیشد هم اون زیبایی رو ندید و ازش لذت نبرد. :)

سه شنبه بیست و هفتم آبان ۱۴۰۴ | 2:34
میم

شعرهایی که این روزها زمزمه میکنم 16

يا ذا الجمال البديع / وقوام سمر القنا
وفي هواك يضيع / ضياء بدر السما
يا ذا الدلال و الخفر / وفيك ما فتن القمر
تلك اللآلي العذاب / في مضحكٍ كالدرر
من عذب تلك اللمى / عذب الكؤوس ظما
من سحر تلك العيون / السحر قد سلما

الموشحات الأندلسية: موشح يا ذا الجمال البديع

سه شنبه بیستم آبان ۱۴۰۴ | 3:36
میم

کفرگویی

خدای موسیقی منو به خاطر این کفرگویی ببخشه. ولی اون شب توی هتل با لام یجا «نگی که نگفتم» فرزاد فرزینو گذاشتیم و باهاش رقصیدیم. اونجا که میگه «یه ستاره توی آسمون، واسه من و تو شده نشون...»

آخ. حقیقتا آخ از اون لحظه.

پنجشنبه پانزدهم آبان ۱۴۰۴ | 23:19
میم

نیویورک

این روزها بحث انتخاب شهردار نیویورک در امریکا خیلی داغه و رقابت اصلی بین دو نفره که هردو از حزب دموکرات کاندید شدند (of course): زهران ممدانی و اندرو کومو

از این دو نفر اولی یک جوان خوش خنده ریشوی مسلمان شیعه چپ سوسیالیست کمونیست مارکسیست لنینیسته از طرفداران آرمان فری پالستاین و حماس، و دومی فرماندار سابق نیویورک که در دوران کووید خرواری از سالمندان شهر رو به کشتن داد و نهایتا چون زیاد دختران جوان رو دستمالی می کرد مجبورش کردند از فرمانداری استعفا بده. و باورتون بشه یا نه دومی از اولی بهتره.

به دکتر میگم شما نسل پنجاه و هفتی و شما خودت که از ایران پناهندگی سیاسی گرفتی اومدی اینجا چی جوریه چطور ممکنه چی میشه که یکی میاد توی کمپین انتخاباتیش میگه: «اتوبوس را مجانی می کنیم برای طبقه مستمند» و شما با سرعت نور در جهت مخالف فرار نمی کنید که هیچ ازش طرفداری هم می کنید؟ این مردک که ادای نمایندگی طبقه زحمتکشان رو در میاره در مرفه ترین و تیتیش ترین و روی پر قو ترین نوع خانواده امریکایی به دنیا اومده و بزرگ شده. پدرش استاد دانشگاه کلمبیا بوده و مادرش کارگردان فیلم. تنها شغلی که داشته اینه که یه مدت رپر بوده. نه هیچ کاری در زندگیش انجام داده نه مسئولیت آنچنانی داشته نه سابقه ای داره. همینطوری از راه اومده از این خزعبلات اتوبوس مجانی و اجاره خانه با قیمت دستوری و بقالی های دولتی داره بلغور می کنه همه هم دنبالش راه افتادن. حرفاش دقیقا مثل اون زمانیه که توی دبستان و راهنمایی میخواستیم واسه کلاس رییس جمهور مثلا انتخاب کنیم بعد یکی توی تبلیغاتش میومد میگفت اگه به من رای بدید هر روز بستنی مجانی میدم مشق هم تعطیل می کنم. اصلا طرف در اختیاراتش این قول هایی که داره میده نیست. دیگه از این عوام فریب تر و پوپولیست تر چی ممکنه؟

میگه پوپولیست نیست ایده آلیسته و دنیا خوبه از آدم های آرمان گرا خالی نباشه.

من بقیه نوشابه مو میخورم و طبیعتا ادب می کنم و چون بزرگتره و بهر حال احترام بزرگتر هم واجبه نمیگم من شاشیدم در تمام آرمانگرایان عالم که توی همون ایران خودمون زندگی نسل های متعدد آدم ها رو همین ها به گه کشیدند و دارند میکشند و تا دهه های آینده خواهند کشید.

به قول اون بزرگ جاده ی به سمت جهنم با نیت های خوب سنگفرش شده.

The road to hell is paved with good intentions.

حیف شد. دلم میخواست میرسیدم بازم یه سر برم نیویورک قبل از این که آقای ممه دانی پایتخت مالی-اقتصادی کره زمین رو به «جمهوری خلق نیویورک» تغییر نام بده و به یک شت هولی مثل لس آنجلس تبدیلش کنه می دیدمش و توی خیابوناش قدم میزدم.

سه شنبه سیزدهم آبان ۱۴۰۴ | 19:32
میم

هالووین

شب هالووین است و من سر کارم.

ملت تو خیابون دارن قر میدن و من حوصله ندارم. از علایم پیریست انگار.

امروز با یکی از همکارهای چینی حرف زدم که روی ویزاست و به شدت در استرس این بگیر و ببندهای دولت فخیمه ست. بحث بی اطلاعی آدم ها از فرهنگ و تاریخ شرق آسیا شد. بهش گفتم یکی از دوستان من یک بار رفته بود ژاپن و در یک معبد تاریخی عکس گرفته بود کاملا بی خبر از این که اون معبد شانیت تاریخیش چیه. دوستان چینیش اومده بودند زیر عکس ها فحش کشش کرده بودند.

گفت به نظر من تقصیر خودش نبوده. خب از کجا باید میدونست. گفتم این میزان بی سوادی از تاریخ کشوری که داری بهش سفر می کنی تقصیر خود آدمه.

واقعیت اینه که این معبد نام تمام کسانی که به نام امپراطور کشته شدند رو ثبت کرده و در بینشون نام بعضی از بیرحم ترین جنایتکاران جنگی ارتش امپراطوری ژاپن هست. وقتی داشت میرفت ازش پرسیدم کجا لیسانس خونده. گفت در نانجینگ. گفتم نانجینگ همونجاییه که توش اون قتل عام فجیع توی جنگ جهانی رخ داد؟ گفت اره. یه موزه توی شهر هست درباره اون واقعه. من یک بار رفتم اون موزه رو دیدم و واقعا دردناکه. بهش گفتم اون قتل عام واقعا جزو وحشتناک ترین وقایع تاریخیه که درباره ش خوندم. شونه هاشو بالا انداخت و گفت حالا میبینی چرا اون چینی هایی که پای پست دوستت فحش میدادند انقدر عصبانی بودند. خاطرات اون اتفاق توی نانجینگ هنوز توی حافظه جمعی مردم هست.

گفتم به نظرم نگه داشتن اون معبد با اون اسامی کار احمقانه ایه. کاش ژاپنی ها یه فکری براش بکنند.

لینک قتل عام نانجینگ رو نمیذارم. اگه دلشو دارید میتونید خودتون سرچ کنید. یک بار با چت جی پی تی وارد یک گفتگوی خیلی عصبانی و خیلی طولانی شدم که چرا کسانی که مسئول اون ماجرا بودند همه شون محاکمه نشدند. و چت جی پی تی بدبخت هم باهام همدلی میکرد. به طور خاص یکیشون از خویشاوندان امپراطور بوده که بعد از جنگ به خاطر امان دادن به خانواده امپراطور از محاکمه قسر در رفت.

آدم ها اینا رو نمیدونند و از خودشون میپرسند چرا نخست وزیر ژاپن هر سال میاد بابت جنایت های کشورش توی جنگ دوم عذرخواهی می کنه.

گفت هفته دیگه بریم شام بیرون. فکر کنم دوست شدیم.

جمعه نهم آبان ۱۴۰۴ | 21:18
میم

اسکاتیش

امروز با یه استاد اسکاتلندی میتینگ داشتم.

خدا بدور من با اساتید هندی و چینی و تایلندی و آلمانی جلسه داشتم و بسیار پیش اومده که لهجه داشته باشن ولی فهمیدن انگلیسی با لهجه اسکاتلندی واقعا جزو سخت ترین ها بود!

چهارشنبه هفتم آبان ۱۴۰۴ | 16:13
میم

ارث

الان وبلاگی دیدم که توی آخرین پستش یارو تلاش کرده توضیح بده چرا در اسلام عزیز ارث زنان نصف مردانه. از همون اباطیلی که از زمان بچگی به ما میگفتند: چون مرد مسئولیت اقتصادی داره و باید نفقه بده ولی زن نداره. کامنتاشم بسته بود :))

این که شهادت زن به اندازه شهادت نصف مرد ارزش داره... این که دیه زن نصف مرده... این که نمیتونند قضاوت کنند و حق طلاق ندارند اینا هم به خاطر مسئولیت اقتصادی مرده؟ بابا دیگه خدای اسلام به چه زبونی به شما شیعیان زبان نفهم بگه زنان رو نصف آدم میدونه؟

یکم از اهل سنت یاد بگیرید. بجای این که زور بزنند احکام خدا رو یه جوری خم کنند که با ارزش های مدرن یکم سازگاری بیشتری داشته باشه (و موفق هم نشن) مثل مرد این ظرف فضولات رو تا قاشق اخرش میخورند و قاشق رو هم با افتخار میذارند توی جیبشون.

یاد گفتگوی چند روز پیشم با دختر اماراتیه افتادم...

با همه این احوال حتی خرمذهبی های کشورهای نرمالی مثل امارات براشون تعجب آوره که قوانین در ایران چطور دارن اعمال میشن. وقتی بهش گفتم در قانون مدنی ایران دیه صدمه به بیضه مرد میتونه از دیه قتل غیرعمد زن بیشتر باشه و من از چنین خرابشده ای میام باورش نمیشد.

یکشنبه چهارم آبان ۱۴۰۴ | 3:58
میم

خانوم جوان

توجه شما رو به گفتگویی که همین الان در پمپ بنزین نزدیک دانشگاه داشتم جلب می کنم:

ساعت 12 شبه و من رفتم یه پاکت سیگار بگیرم و برای هزارمین بار در تلاشم برای ترک شکست بخورم. یک خانم جوان بسیار زیبای سیاهپوست همزمان داره خرید میکنه. همینجور که من دارم حساب می کنم بهم میخنده و منم بهش لبخند میزنم.

دختره: فندک داری؟

من: اره دوتا دارم

- منم دوتا دارم (خنده)... ازین سیگاره بگیر بهتره

- از اون کشیدم. تو از این یکی امتحان کن هر وقت تونستی.

- موهات چه قشنگه.

- مرسی موهای توام قشنگه.

رفتم بیرون مغازه و دارم سیگار میکشم که خانوم جوان دوباره نزدیکم میشه.

- یه جنتلمنی مثل تو انقد نایس هست که به یه خانوم کمک کنه؟

پک عمیقی به سیگارم زدم و میم ترین جواب ممکنو دادم: (لبخند) بستگی داره خانوم چه کمکی بخواد.

- میتونی برام فلان چیزو بگیری؟

- چی هست

از این که من نمیدونستم چی هست جا خورد: الکله دیگه.

خندیدم.

- چرا میخندی؟ بالای ۱۸ سالمه. میخوای کارت شناسایی نشونت بدم؟

- قاعدتا میدونی که سن مصرف الکل توی امریکا ۲۱ ساله نه ۱۸ سال. متاسفم این کار ریسکش زیاده برای من.

- آها. اوکی... موهات قشنگه همچنان.

- مرسی خیلی ممنونم.

و در سیاهی شب گم شد.

به خودم گفتم اخه گوزو تو فکر کردی دختری پیدا میشه یهو بی دلیل انقد باهات گرم بگیره؟ مگه برد پیتی؟

پنجشنبه یکم آبان ۱۴۰۴ | 0:59
میم
مشخصات وب
نام وبلاگ به بخشی از سرود ملی آلمان اشاره دارد که از بعد از جنگ جهانی دوم تا امروز خواندنش برای آلمانی ها توهین آمیز است. (آلمان! آلمان! بالاتر از همه!)
  • صفحه اصلی
  • پروفایل مدیر
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
آرشیو وب
  • اردیبهشت ۱۴۰۵
  • فروردین ۱۴۰۵
  • اسفند ۱۴۰۴
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای Über Alles محفوظ است .