Über Alles

نامه هایی به آینده

بیولوژی

بحث های طولانی بیولوژیم با چت جی پی تی قانعم کرده که بجز رشته خودم و ریاضی احتمالا اگه بیولوژی میخوندم (دستکم این به این صورتی که سوالهام حول محورش شکل میگیرن) هم میتونستم خوشحال زندگی کنم و لذت ببرم.

- چرا پستاندار زهردار نداریم؟ (که جی پی تی گفت یدونه داریم و اتفاقا بسیار هم موجود جالبیه!)

- میدونیم که زهر در مارها و خزندگانی مثل اژدهای کومودو از بزاق تکامل پیدا کرده. در حشرات و عنکبوتیان و بقیه بی مهرگان از کجا تکامل پیدا کرده؟

- دایناسورها و بسیاری از جانداران دیگه مثل بی مهرگان مدت بسیار طولانی تری از ما (پستانداران) وقت داشتند مسیرهای مختلف تکاملی رو امتحان کنند. چطور در مسیر هیچکدومشون هوشمند شدن به عنوان بزرگترین مزیت تکاملی قرار نگرفت؟ (جی پی تی: اولا کی گفته قرار نگرفت؟ اختاپوس، طوطی, دلفین و کلاغ نشون میدن هوش تا حدود زیادی به عنوان یک مزیت تکاملی مورد استفاده قرار گرفته. ثانیا...)

- ماجرای تولید مثل مگس انجیر (Fig Wasp) چیه؟ (این رو توصیه میکنم بپرسید. واقعا یکی از برگ ریزان ترین نمونه های همزیستیه)

- آیا درسته که لمرس ها از زهر هزاپاها برای نعشه شدن استفاده می کنند؟ دیگه چه نمونه هایی از جانورانی که به طور طبیعی از مخدر استفاده می کنند داریم؟

- آیا مارها آشکارساز مادون قرمز توی بدنشون دارن؟ چی هست و چطور ممکنه؟

- آیا فک ها در کف دریا میخوابن؟ چطور بدون آبشش داشتن این کارو می کنن؟

- چرا چشم های انسان یک بخش سفید داره ولی در بقیه نخستیان مثل شامپانزه و گوریل که اتفاقا خویشاوندان مان این بخش سفید وجود نداره و چشمشون سیاهه؟ آیا دلیلش اپتیکه یا دلیل دیگه ای داره؟

و یکی از جالب ترین سوالاتی که به ذهنم اومد و جوابش از خودش هم جالب تر بود:

- چرا تقریبا تمام حیوانات، از حشرات گرفته تا بی مهرگان و مهره دارن. همه به نظر میاد تقارن صفحه ای دارن؟ ینی دستکم در بیرونشون یک صفحه تقارن وجود داره و میشه یک سمتشون رو به سمت دیگرشون map کرد؟ قاعدتا باید مزیت تکاملی خیلی خیلی بزرگی در متقارن بودن نهفته باشه که همه و همه بجز چند استثنا این ویژگی رو دارن؟ (و جواب این بود که بله. اون مزیت تکاملی خیلی بزرگ همون چیزیه که مسیر حیوانات رو از گیاهان جدا کرد. یعنی حرکت در صفحه. تقارن باعث میشه حیوانات بتونن به شکل بهینه ای حرکت کنند)

شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۴۰۵ | 16:18
میم

Kitaro

یکی از بیشمار آهنگ های خوب که متاسفانه دست کثیف برنامه سازهای صدا و سیما آلوده ش کرده ولی برای من همچنان بینهایت زیباست:

KITARO CARAVANSARY

این آهنگ اجراهای مختلفی داره که این اجرا از بینشون اجرای مورد علاقه منه.

کیتارو با کنسرت جاده ابریشمش در کنار یانی با اون اجرای افسانه ای آکروپولیس و متالیکا و پینک فلوید و ونجلیس یکی از نماینده های زایت گایست موسیقی توی نسل من بود.


پی نوشت: آه از اون سولوی ویولون....

دوشنبه هفتم اردیبهشت ۱۴۰۵ | 17:33
میم

الایام

چند روز پیش تراپی رو تموم کردم.

خانم دکتر تلاش نکرد نظرمو عوض کنه. با وضع اینترنت و گرونی شهر جدید خیلی معنایی هم نداشت. خیلی چیزها اینجوری ان که وقتی یاد میگیری بدون اونها زندگی کنی دیگه لزومشون رو از دست میدن یا دستکم لزومشون دیگه اونقدر واضح نیست. بهم خیلی کمک کرد در دورانی که واقعا نیاز به کمک داشتم. الان دیگه فکر می کنم میتونم تا حدی روی پای خودم بایستم که این رو از یک نیاز اورژانسی در زندگیم به یه چیز لاکچری تبدیل کنه که میشه داشت و میشه هم نداشتش.

درباره خداحافظیم از لام و خانواده ش به طور کلی چیزی اینجا ننوشتم و نخواهم نوشت. چند بار نوشتم و پاک کردم و الان به نظرم اون لحظه ها به حدی عزیزند که حاضر نیستم با کسی به اشتراک بذارمشون.

پدرم جمله ای رو همیشه بهم یادآوری میکرد که فکر می کرد از علی نقل شده و بعدها فهمیدم از محمده: اِنَّ لِرَبِّکُم فی اَیّامِ دهرِکُم نَفَحات، الّا فَتَعَرّضُوا لَها. (در زندگی شما از جانب پروردگارتان نسیم هایی هست. هشدار که خود را در معرض آن ها بگذارید...)

در زندگی آدم ها حداکثر نسیم هایی هست. من خوشحالم که در معرض بعضیاشون بودم. اون فصل زندگی هم مثل بقیه فصل هاش بسته شد و مثل خود زندگی که نهایتا بسته میشه. خوشحالم که زنده بودم و اون روزها رو تجربه کردم. خوشحالم که بالاخره از گذشته نوستالژی و خاطره خوب دارم و بالاخره جاهایی توی آینه عقب زندگی هست که میتونم بدون نفرت و حتی با حسرت بهشون نگاه کنم.

این روزها خودم رو توی آفیس و آزمایشگاه توی کار غرق میکنم و ساعت 12 شب میرم خونه. آیا نیاز دارم تا یه تراپیست بهم بگه که رییسم رو جای پدرم گذاشتم و حالا که دستم به پدرم نمیرسه دارم زور میزنم نگاه تحسین آمیز اون رو بجای نگاه تحسین آمیز پدرم بخرم؟ البته که ندارم... میدونم. و مشکلی هم باهاش ندارم. این رو آخرین باری که با هم میتینگ داشتیم و بهم گفت

- Keep up the good work Mim.

فهمیدم. ما نمیتونیم از ژن هامون و از پدر و مادرمون و از کودکیمون فرار کنیم. حتی اگه توی یه سیاره دیگه هم باشیم باز عقده ها و اخلاق های خوب و بد اونها از یه جایی از زندگیمون میزنه بیرون. باید باهاش به صلح برسیم.

تولد 35 سالگی رو بدون جشن و درست مثل یک روز معمولی شروع کردم و تمام کردم. تنها تغییرم این مدت اینه که سبیل گذاشتم و اطرافیان میگن چرا زودتر این کارو نکردی. نمیدونم. به نظر خودم قیافه م تغییر خاصی نکرده جز این که با سبیل یکم پیرتر به نظر میام.

خوشحالم که این روزها زنده ام و روزها (تقریبا) بدون درد میگذرن. خوشحالم که ایران نیستم. هنوز خوشحالم که روی آینده امریکا شرط بسته ام. اینجا رو از ته ته دلم دوست دارم با همه بدی ها و نامهربونی هاش. اینجا تنها جای دنیاست که میشه امیدوار بود آینده بهتر باشه. و میشه برای بهتر شدنش تلاش کرد.


پی نوشت: (گفتگوی چند روز پیش من و رئیس)

- میم چند وقته میخوام ازت بپرسم... خانواده ت حالشون خوبه توی ایران؟

- بله! خوبن مرسی از این که پرسیدید. صحیح و سالمن. خانواده شما توی اسرائیل خوبن؟

- آره... دختر عموم البته واقعا دچار شکنجه خواب (sleep torture) شده این مدت. از بس مدام آژیر میزدن و باید میدویدن توی پناهگاه بعضی شب ها فقط یک ساعت میتونست بخوابه.

(من توی ذهنم: البته... خوش به حالشون که اونجا پناهگاه دارن.)

یکشنبه ششم اردیبهشت ۱۴۰۵ | 17:45
میم

تولد

چند روز پیش یادم رفت تولدتو تبریک بگم.

اینم از عجایب روزگاره که تولدمون انقدر به هم نزدیکه :)

تولدت مبارک.

اَم یسرائیل خای.

پنجشنبه سوم اردیبهشت ۱۴۰۵ | 0:37
میم

Amy

در زندگیم Amy ها همیشه خوب بودند. Amy Lee و Amy Adams در زیبایی. Amy Poehler در با نمکی و Amy Winehouse در صدا.

تنها Amy ای که هیچ وقت ازش خوشم نیومده Amy Schumer ه. هر قاعده ای استثنا داره بهر حال.


Amy Macdonald - Mr. Rock & Roll

سه شنبه یکم اردیبهشت ۱۴۰۵ | 0:55
میم
مشخصات وب
نام وبلاگ به بخشی از سرود ملی آلمان اشاره دارد که از بعد از جنگ جهانی دوم تا امروز خواندنش برای آلمانی ها توهین آمیز است. (آلمان! آلمان! بالاتر از همه!)
  • صفحه اصلی
  • پروفایل مدیر
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
آرشیو وب
  • اردیبهشت ۱۴۰۵
  • فروردین ۱۴۰۵
  • اسفند ۱۴۰۴
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای Über Alles محفوظ است .