چند وقت پیشا با لام رفتم کنسرت موسیقی کلاسیک. و خوبیش اینه که جزو معدود جاهاییه که آدم میتونه لباس رسمی بپوشه. من یه کت اسپرت سفید پوشیدم و یه پیرهن که خودش برام خریده بود زیرش. اون یک پیراهن مشکی پوشید با کفش های پاشنه بلند.
برای اولین بار بود که میرفتم کنسرت هال شهرمون که برای من که علاقمند موسیقی کلاسیکم بسیار خجالت آوره بعد از این همه سال. ولی خوشحالم که اولین بارم مصادف شده بود با حضور یکی از بزرگترین ویولونیست های دنیا: ایتزاک پرلمان! و پسر عجب تجربه ای بود! چقدر خودمو لعنت کردم که زودتر و بیشتر نرفتم. مخصوصا چقدر حسرت خوردم که چرا هیلاری هان که اومد نتونستم به خاطر امتحان ها برم. چقدر خوب بود. از لحظه هایی که لام توی تاریکی سرشو میذاشت روی شونم و من دست روی شونه ش میذاشتم و سرشو میبوسیدم تا زمانی که پرلمان بالاخره چیزی که انتظارشو می کشیدیم نواخت: موسیقی فهرست شیندلر! لام گریه کرد. فکر کن اون لحظه که پرلمان اینو میزنه اونجا باشی. تجربه موسیقی زنده هنوز میخکوبم می کنه...
موقع برگشتن هوا سرد بود ولی دست در دست هم توی شهر مدت طولانی راه رفتیم. خندیدیم شوخی کردیم و از هر دری حرف زدیم. این ساعت ها واقعا جزو عمرم حساب نمیشن. کاش میرفتیم بعدش شام میخوردیم ولی لام باید برمیگشت خونه ش.
پی نوشت:
John Williams: Schindler´s List Theme - Itzhak Perlman
Bach, J.S.: Sonata for Violin Solo No. 1 in G Minor, BWV 1001: 1. Adagio (Audio)
موسیقی دوم که از هان گذاشتم یکی از چیزهاییه سحر های ماه رمضون زیاد گوش می کردم.