Über Alles

نامه هایی به آینده

روزها میگذرن.

شیوا ریکامندم کرده به یکی از منیجرهاشون. اگه درست بشه (که بسیار بسیار بعیده) تمام زندگیم زیر و رو میشه. نمیدونم خوشحال تر میشم یا ناراحت تر. من زورمو زدم. دارم زورمو میزنم. تا اینجاش دنیا منو آورده. ازینجا به بعدشم من فقط مسافر این کشتی ام... من دنبال علاقه م رفتم نه پول. ولی از یه جایی به بعد رد کردن بعضی از موقعیتای شغلی حماقتیه بزرگتر از اون که حتی من توانایی انجامشو داشته باشم.

دردهای مشکوک دوباره برگشتن. نمیدونم باید برم دکتر یا نه. اونقدری نیست که بخوام برم دکتر و اونقدری ام نیست که بتونم ایگنورش کنم. نمیدونم... فکر مسخره تو ذهنم میاد: اگه سرطان داشته باشم و نزدیک مرگ باشم. اگه بهش بگم اخرین خواسته ام اینه که ببوسمت.. ینی میذاره؟ :))

احتمالا لپشو میاره جلو! :))))

و من با کنف شدگی از دنیا میرم :|

شنبه سوم تیر ۱۴۰۲ | 4:59
میم
مشخصات وب
نام وبلاگ به بخشی از سرود ملی آلمان اشاره دارد که از بعد از جنگ جهانی دوم تا امروز خواندنش برای آلمانی ها توهین آمیز است. (آلمان! آلمان! بالاتر از همه!)
  • صفحه اصلی
  • پروفایل مدیر
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
آرشیو وب
  • اردیبهشت ۱۴۰۵
  • فروردین ۱۴۰۵
  • اسفند ۱۴۰۴
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای Über Alles محفوظ است .