آیا بالاخره روزی میرسه که من بفهمم وقتی زنی باهام درد دل میکنه در درجه اول دنبال همدلیه و نه راه حل؟ آیا میتونم مغزمو کنترل کنم که بلافاصله به سرعت دنبال راه حل ندوه و فقط گوش باشه؟
آیا میرسه اون روز؟
بگذریم.
نیمدم اینجا که اینو بنویسم نصفه شبی. با این که عنوان نوشته رو این فکر دزدید. ولی برای این که بدونید چقدر ذهنم پراکنده ست اومدم که بنویسم دو نفر که خیلی دوست داشتم له و لورده شدنشون رو ببینم در هفته ای که گذشت کتک های بسیار سختی جلوی دوربین خوردند و دل خلقی رو شاد کردند. اندرو مادر فاکینگ تیت و جیک پال.
پال بعد از اون مسابقه مسخره و بی خود با مایک تایسون نزدیک به ۶۰ ساله، هفته پیش بالاخره در مقابل یه بوکسور واقعی قرار گرفت و پسر... آنتونی جاشوا جوری ذره ذره خورد و خمیرش کرد که واقعا یک اثر هنریه. جاشوا بعد از مسابقه یه مصاحبه کرد و توش گفت بارهای توی مبارزه هام لحظه هایی پیش میاد که حس می کنی روح رقیبت داره بدنشو ترک میکنه. وقتی طرف یه برقی توی چشماش میاد که انگار همون لحظه میخواد غش کنه و بعد تو مدام از همین برق استفاده میکنی و نه ناگهانی بلکه ذره ذره خوردش میکنی.
اون مشت لحظه آخر جاشوا توی فک پال... اون نگاه پال که توش دریایی از "عجب گهی خوردم" موج میزنه و بالاخره لبخند جاشوا وقتی داره مشت رو میخوابونه... امان از دل زینب. چقدر زیباست. مشت آخر فک پال رو از دو جا شکوند و مسابقه با این تابلوی زیبا به پایان رسید.
درباره تیت هم چیزی نگم بهتره. یکی توی اینستاگرام بالای تصویر آپرکات خوردنش نوشته بود: "اندرو تیت... وقتی در برابر کسی قرار می گیره که زن نیست و میتونه از خودش دفاع کنه."