Über Alles

نامه هایی به آینده

پدر۲ (نماز)

مادربزرگم (که دو سه سال پیش که من اینجا بودم فوت کرد و دیگه هیچ وقت نمیبینمش) یبار تعریف می کرد که وقتی پدر و مادرم نامزد بودن یبار برای نماز صبح (صبح؟ نمیدونم فکر کنم صبح) میرن مسجد و ظاهرا فقط خودشون بودن توی مسجد. مادر بزرگم از پشت پرده قسمت زنونه مسجد صدای حمد و سوره پدرمو میشنوه.

اون موقعی که برای من این ماجرا رو میگفت سی سال از اون روز گذشته بود ولی هنوز میگفت چقدر صدای پدرت قشنگ بود. البته من میدونم منظورش چی بود. پدر من صدای قشنگی نداره. ولی صدای نماز خوندن قشنگی داره.

دیروز که یاد این داستان افتادم دیدم حتی من نیمچه آتئیستم صدای نماز خوندنشو هنوز دوست دارم. وقتی توی تشهدش میگفت «اشهد ان لا اله الا الله... وحده لاشریک له...» با این که زیر لب زمزمه میکرد آنچنان با اعتقاد و محکم این جمله رو میگفت که چهار ستون خونه میلرزید....

دوشنبه بیست و ششم تیر ۱۴۰۲ | 17:10
میم
مشخصات وب
نام وبلاگ به بخشی از سرود ملی آلمان اشاره دارد که از بعد از جنگ جهانی دوم تا امروز خواندنش برای آلمانی ها توهین آمیز است. (آلمان! آلمان! بالاتر از همه!)
  • صفحه اصلی
  • پروفایل مدیر
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
آرشیو وب
  • اردیبهشت ۱۴۰۵
  • فروردین ۱۴۰۵
  • اسفند ۱۴۰۴
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای Über Alles محفوظ است .