"امریکا رو مهاجرا دارن میگردونن" این خزعبل رو به حدی از آدم ها شنیدم که اگه یکبار دیگه کسی جلوم بگه همونجا دچار قصیان میشم! این حرف رو مخصوصا دانشجوهایی که مهاجرت کردند سعی می کنند به بقیه بفروشن تا وانمود کنند که حتما خاصیتی داشتند که تونستند مهاجرت کنند. غافل از این که کسی که از کشتی در حال غرق شدن نجات پیدا می کنه هیچ ارزشی بیشتر از اونی که غرق میشه نداشته. نه زرنگ تر بوده نه فره ایزدی و دانش بیشتری داشته و نه هیچ چیز دیگه ای. فقط و فقط شانس اورده. این که اون بچه بلوچی که برای امرار معاش قاچاق سوخت می کنه یا اون بچه کردی که میره کولبری می کنه نتونسته مهاجرت کنه و تو تونستی برای این نیست که تو آدم ارزشمندتر یا باهوش تری هستی خرخون شریفی یا تهرانی یا امیرکبیری عزیز :) اگه میتونستم باهات حرف بزنم بهت نشون میدادم که چقدر بیسوادی و بر خلاف ادعایی که می کنی تو همون رشته ای که خوندی هم هیچ گهی نیستی وقتی داری از ایران میای بیرون و شاهدشم همینه که اکثر قریب به اتفاقمون وقتی در رقابت بین المللی با ادمای باهوش قرار می گیریم هیچ گهی نمیشیم. بنابراین بشین سر جات و از مناظر لذت ببر.
اما ایا واقعا امریکا رو مهاجرا میگردونن؟ البته که نه. لازمه فهمیدن این دونستن یه مقدار اقتصاد کودکستانه:
مش حسن و جک دوتا کشاورزن که هردو توی کار تولید پرتقالن. مش حسن توی ایرانه و جک توی امریکا. زمانی که مش حسن میخواد بیزنسش رو شروع کنه دولت حاکم بر کشورش به دلایلی (مثلا به این دلیل که از یک مشت گاو تشکیل شده) تصمیم میگیره به تولید پرتقال در کشور سوبسید بده. ینی به مش حسن کود ارزان قیمت بذر ارزان قیمت آب ارزان قیمت برای کشاورزی بده و بهش وام کم بهره برای خرید ماشین الات کشاورزی و زمین بده. مش حسن پرتقال تولید می کنه. در همین زمان جک هم توی امریکا پرتقال تولید می کنه ولی دولت امریکا ازون کمک های دست و دلبازانه به جک نمی کنه. پرتقالی که مش حسن تولید کرده به دلایل مصنوعی براش از پرتقالی که جک تولید کرده ارزون تر در میاد. اگه مش حسن بتونه بدون صرف هزینه خیلی زیاد پرتقال خودشو از ایران بیاره امریکا و تو بازار هدف جک وارد کنه میتونه به راحتی جک رو ورشکسته کنه. بیزنس آموزش عالی هم دقیقا همینه :) ماده خام بیزنس آموزش عالی در امریکا دانشجوی تحصیلات تکمیلیه. اما برای تبدیل شدن به این ماده خام ادم ها در امریکا باید کالج برن و لیسانس بگیرن و هزینه این کار مخصوصا اگه دانشگاه خوبی بخوای بری به شدت سرسام آوره. ۳۸ درصد کسانی که وارد کالج میشن به دلیل مسائل مالی انصراف میدن. اما در ایران دولت با پشتوانه پول نفت دانشگاه ها رو مجانی کرده. بنابراین یه دانش اموز لیسانس میتونه تقریبا به همون محصول ورودی دانشگاه های امریکا تبدیل بشه بدون این که ریالی از جیبش بابت این اموزش پرداخت کنه (الان باب شده میگن ما مدرکمونو میخریم. زمانی این حرف معنی داره که دانشگاه تو بتونه با پول خرید مدرکت اموراتشو بگذرونه! الان با پولی که تو بابت آزاد کردن مدرکت بهش میدی میتونه همچین کاری بکنه!؟ میتونه مثلا حقوق استاداتو بده!؟ نه نمیتونه!) بنابراین تبدیل میشه به ماده ورودی دانشگاه های امریکا. دانشگاه ها ازین نیروی کار ارزون استفاده می کنند و محصول خودشونو که همون متخصصه تولید می کنن. فهمیدی خرخون عزیز!؟ تو از اون امریکاییه باهوش تر نیستی! تو یه دولت گاو داری که دانشگاهتو مجانی کرده! همین! این باعث شده بتونی خلا نیروی کار متخصص توی امریکا با قیمت کم رو پر کنی. علاوه بر اون تویی که از توالت خاورمیانه میای حاضری با هر شرایطی و با هر دستمزدی کار کنی تا از امریکا نندازنت بیرون. اما اون امریکاییه که جور دیگه ای بزرگ شده و زندگی کرده حاضر نیست با اون دستمزد کار کنه.
بعد اون متخصصا میرن در اپل و متا و آمازون و گوگل و بقیه جاها استخدام میشن.
اگه جریان پول رو نگاه کنی اینطوریه: پول نفت مردم ایران داره با کاهش هزینه تولید متخصص در واقع به بیزنس متا سوبسید میده. :)
حالا سوالی که شاید الان براتون پیش اومده باشه اینه که آیا گاوهای حاکم اینو نمیفهمن؟ البته که میفهمن. البته خیلی چیزها رو نمیفهمن ولی این یکی انقدر ساده ست که حتی اونا هم میفهمنش. اما این یه پروژه. اقتصادی نیست. یه پروژه امنیتیه. به قول مهندسا این باگ سیستم نیست! فیچره! عمدا این راه رو گذاشتن تا بچه های خانواده های طبقه متوسط که راه و روش و سبک زندگی اینا رو نمیخوان گورشونو از کشور گم کنن و برن همونجا که میخوان. فکر می کنید اینا ناراحت شدن از این که یک میلیون ایرانی ای که الان امریکان موقع اعتراض های سال گذشته ایران نبودن؟ :))
اون جمله زینب ابوطالبی که از دهنش پرید "هرکی نمیخواد جمع کنه بره" در واقع بیان واقعیت ذهنیت طبقه حاکم بود.
دفه بعد که امریکاییه بهت گفت شماها میاید اینجا شغل مارو میدزدید سرتو با افتخار بالا بگیر و بگو همینه که هست :)