من واقعا خیلی دیت نکردم با ادما. جدی میگم. من به هیچ وجه ادم دختربازی محسوب نمیشم. تعداد آدم هایی که باهاشون خوابیدم هم (نسبت به همنسلای خودم طبیعتا نه دهه شصتی ها) زیاد نیست.
اینا رو گفتم که بگم مشاهده ای که میخوام الان بیانش کنم کاملا مبتنی بر تجربه ناقص خودمه. فلذا به قول خارجی ها با یه دونه نمک هضمش کنید.
یه چیزی که من در دخترای ایرانی (حتی اونایی که باهاشون دیت نمیکردم به کرات) دیدم و در دخترای امریکایی ای که باهاشون دیت کردم حتی یک بار هم ندیدم این صدای بچگونه و ادای بچه ها رو دراوردنه. تنها کسی که باهاش دیت کردم و مطلقا حتی یکبار (حتی وقتی با بچه خودش حرف میزنه) همچین چیزی ازش ندیدم لامه.
عنکبوت خانوم که وحشتناک به این کار معتاد بود. مخصوصا توی لحظه های رمانتیک یا اروتیکی که داشتیم من از این کار به اندازه تمام کهکشانها متنفر بودم و وقتی بهش میگفتم نکن این کارو خب میگفت نمیتونم! سیریسلی!؟ ینی چی نمیتونم خب؟
همیشه به آدم حس ازار جنسی کودکان میداد.
یکبار از یه دوست روانکاوم پرسیدم این قضیه ش چیه؟ چرا دخترا همچین کاری می کنن؟ و جواب داد این به کودکیشون و حس امنیت کودک بودن در کنار پدر برمیگرده. به بیان ساده دختری که این کارو می کنه ددی ایشوز داره بعدشم یه سری ترهات درباره عقده الکترا گفت که یادم نمونده (و اگه یادم مونده بود هم نمی نوشتم). اون بخشی که یادم مونده دستکم درباره عنکبوت میدونم درست بود با توجه به رابطه فاکداپ و سرشار از نفرتی که با پدرش داشت. اونم پدری که با دخترای همسن دخترش میخوابید.
این البته معنیش این نیست که دخترای امریکایی این کارو نمی کنن (مگه میشه اصلا نکنن؟). صرفا معنیش اینه که توی جمع رندوم آدم هایی که به پست من خوردن همه ایرانیا (به استثنای همون یه مورد) اینجوری بودن و هیچکدوم از امریکاییا نبودن.
یه نصیحت پدرانه بکنم به جوون تر هایی که اینجا رو میخونن: لحظات رمانتیکی که با پارتنرتون دارید اینجوری خراب نکنید.