Über Alles

نامه هایی به آینده

الایام...

  1. سرگی یه استاد روس توی دانشکده ریاضیه که من تا حالا باهاش 3 تا درس گذروندم. بدون شک یکی از کاریزماتیک ترین آدم هاییه که در زندگیم دیدم. قیافه جدی و چشم های سبز خیره و به شدت باهوش. توی یه دوره ای امریکا به عده زیادی از یهودی هایی که از شوروی فرار می کردن پناهندگی داد و اونم یکی شون بود. فارغ التحصیل یکی از بهترین دانشگاه های دنیاست. توی کمیته دفاعم بود. این ترم هندسه - توپولوژی ارائه میداد و من خیلی ذوق داشتم برم سر کلاسش. ولی با کلاسی که حل تمرینش بودم و استاد مجبورم کرده بود سر کلاس برم تداخل داشت. رفتم پیشش و گفتم میخوام باهاتون مطالعه آزاد بگیرم وهمین درسی که این ترم میدید رو بخونم چون نمیتونم سر کلاس بیام. بهم یه چند ثانیه ای خیره نگاه کرد (هر بار استرس می گیرم از این کارش) و با تعجب گفت تو مگه پی اچ دی نداری؟ گفتم چرا. رفت از توی کتابخونه پشت سرش یه کتاب آورد و گفت این کتاب کتابیه که من این ترم درس می دم. هر شب قبل خواب دو صفحه شو بخون حله. نیازی نیست درس رو برداری. فکر کنم شهوت کلاس برداشتنم حتی پیش اینم لو رفته...

  1. چند وقت پیشا فهمیدم خانوم عنکبوت از این شهر رفته. یه دانشگاه خیلی خوب پست داک گرفته و رفته. نوش جونش. امیدوارم همیشه موفق باشه توی همه مراحل زندگیش. چون اگه نباشه منو مقصر میدونه و راحتم نمیذاره. کلا توی زندگیش به هر مشکلی که بخوره دوره میافته درباره من لجن پراکنی می کنه در حالی که من هیچ وقت درباره اون حرف نمیزنم. نه توی سوشال مدیام نه جای دیگه. کاش دست از سرم برداره...

  1. چند هفته پیش یکی از بهترین هوم ورک های زندگیمو تحویل دادم: تحلیل طراحی تلسکوپ هابل! چقدر زیبا بود. چقدر شاهکار بود... یکی از روزهای قشنگم بوده این مدت. خوشحالم.

  1. دوستام بهم میگن تو داری امریکا رو حروم می کنی... راست میگن. دو سه هفته پیش شب هالووین که همه خلق الله تو خیابون در حال قر دادن بودن تا 4 صب دانشگاه بودم. فاکینگ 4 صبح. در حال ورقه صحیح کردن. لام از دستم عصبانی شد: «چرا اینجوری می کنی با خودت خب!؟» و تکرار همون حرفا درباره حروم کردن امریکا. واقعیت اینه که به همه اینا میگم این امریکاییا خودشون بلدن برن پارتی کنن. منو نیاوردن اینجا که براشون برم پارتی. منو آوردن که انتگرالاشونو بگیرم. پشت سر من یه لشکر بزرگ از آدماییه که خواستن اینجا باشن و نتونستن. مکزیکی هایی که نصفه شب دست زن و بچه و خواهر و مادر و مادربزرگ و دایی و عمه رو گرفتن از مرز غیرقانونی رد شدند به امید یه زندگی بهتر. چقدر دوستای باهوشی داشتم که پشت سرم توی ایران جا گذاشتم... من همیشه متهمم. نه پیش اینا. پیش خودم. باید ثابت کنم که به درد می خورم. باید ثابت کنم که حتی اگه لیاقتشو نداشتم که اینجا بیام لیاقت اینو دارم که اینجا بمونم.

  1. یادمه به تراپیستم گفتم پدر من اگه تخصیص منابع بی قاعده دولت نبود نمیتونست با این کاری که میکنه خرج ماها رو در بیاره. البته پدرم آدم باهوشیه. رتبه تک رقمی کنکور... ولی هر چقدرم باهوش باشه یک حقیقت رو تغییر نمیده. این که رشته هایی مثل ادبیات و فلسفه و هنر و... اینا رشته های بچه پولداران. منم تا توی ایران بودم توی همین توهمات بودم که یکی مثل منم میتونه اینا رو بخونه و درویش وار زندگی کنه. ولی طلاقم سیلی سخت واقعیت بود. امثال من که بچه پولدار نیستن (مخصوصا من که توی امریکا طعم فقر رو واقعا برای یه مدت چشیدم) باید ثابت کنیم که به یه دردی میخوریم تا بتونیم شکم خودمونو سیر کنیم. نمیتونیم با «فقط از انجام اون کاری که عاشقشم پول در میارم» زندگی کنیم. باکی هم نیست. زندگی برای آدمای خوشبخت صرفا همینه که انتخاب کنن چجوری میخوان خودشونو نابود کنن. یکی که پولداره انتخاب می کنه با دراگ بدن خودشو متلاشی کنه. یکی هم مثل من که پولدار نیست و پول مواد مرغوب خریدن (و پول مفنگی شدن و کارتون خواب نشدن) رو نداره باید با کار کردن و سیگار کشیدن خودشو نابود کنه. من قدرشو میدونم چون خیلیا هستن که همینقدر حق انتخابم توی زندگی خودشون ندارن. برای خیلی ها, این دیگرانن که تصمیم میگیرن چجوری نابودشون کنن.
دوشنبه بیست و دوم آبان ۱۴۰۲ | 17:26
میم
مشخصات وب
نام وبلاگ به بخشی از سرود ملی آلمان اشاره دارد که از بعد از جنگ جهانی دوم تا امروز خواندنش برای آلمانی ها توهین آمیز است. (آلمان! آلمان! بالاتر از همه!)
  • صفحه اصلی
  • پروفایل مدیر
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
آرشیو وب
  • اردیبهشت ۱۴۰۵
  • فروردین ۱۴۰۵
  • اسفند ۱۴۰۴
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای Über Alles محفوظ است .